|
شهر "دفتر"
|
||
|
گزارش و مقاله های علمی و دانشنامه ای درباره ی ادبیات |
فاطمه فرهودي پور
ارایه شده در مجمع بینالمللی استادان
1. مقدمه
نوع ادبي تمثيل رؤيا (Allegory of Dream) به گونهاي از داستانهاي تمثيلي اطلاق ميشود که عناصري چون رؤياگوني، حضور راهنما، سفر به جهان ماوراء، بازگشت به جهان بيداري و بازگويي داستان سفر، به شکل قراردادي در آنها تکرار ميشود. اصطلاح تمثيل رؤيا نخست در فرهنگ اصطلاحات ادبي غرب مطرح و کهنترين نمونهي اين نوع را داستان گل سرخ( Roman de la Rose) (سدهي 13م) معرفي كردند.
از آن روي که کمدي الهي دانته(13 م) در اين نوع ادبي دستهبندي شدهاست، تعيين خاستگاه و منشايي يگانه براي اين نوع سفرهاي تمثيلي، ميداني فراخ براي نظريهپردازي بودهاست. فرضيهي وجود شباهتهايي ساختاري بين كمدي الهي و همانندهاي شرقي آن، از قرن نوزدهم مورد توجه قرارگرفت و پس از بررسـيهايي جامع و ارايهي چندين مقاله، وجود نوعي رابطه بين اين آثار به صورت اصلي مسلم مطرح شد. از دگر سو ماهيت ايدئولوژيك اين نوع داستانها، غرور و تعصب ملي و مذهبي بعضي از پژوهندگان را برانگيخت، بهگونهاي كه محققاني چون:بيگونگياري( Bigongiari) منكر تأثيرات عربي و اسلامي بر كمدي الهي شدند يا مثل سرولي (Cerulli) بر اصالت مسيحي بينش دانته تأكيد كردند.
در بررسيهاي انجام شده، اين آثار ذيل يك نظريهي ادبي و در چارچوب يك «نوع ادبي» خاص بررسي و عناصر آنها استخراج و مقايسه نشده بود؛ «فتوحي» (1384ش) در «تمثيل رؤياي تشرف»، با دستهبندي اين نوع داستانها ذيل يك نوع ادبي، به بررسي شباهتهاي ساختاري سير العباد الي المعاد و سير و سلوك زائر پرداخت.
عناصري كه در تعريف اين اصطلاح ادبي آمده است بر انواع بسيار گوناگون و كهنتري از داستانها قابل انطباق است و ميراث انديشهي اسلام و ايران در تکوين و پيشرفت اين نوع ادبي تأثيري چشمگير داشتهاست. در اين نوشته برآنيم با بررسي سير دگرگوني نوع ادبي تمثيل رؤيا در گسترهي زمان و مکان، به منشأ و روند دگرگونيهاي اين نوع ادبي دست يافته، نقش ادبيات فارسي را در تکوين و پيشرفت تمثيل رؤيا بررسي کرده، چندي از آثار فارسي اين نوع ادبي را معرفي و ارتباط آنها را با نمونههاي ديگر ملل مطالعه کنيم.
کليدواژه
تمثيل رؤيا؛ نوع ادبي؛ اسطوره، کمدي الهي؛ سير العباد الي المعاد؛ سير و سلوك زائر.
حسینی، اعظم، دا (خاطرات سیده زهرا حسینی)، انتشارت سوره مهر، تهران 1387، 812 صفحه.
«جنگ» تنها اتفاقی نظامی بر روی نقشههای جغرافی نیست؛ که آنچه بر غیرنظامیان بهویژه زنان و کودکان میگذرد و آنچه پس از جنگ بازمیماند؛ بهمراتب جلوهای خشنتر و تکاندهندهتر از خود جنگ دارد.
«دا» (=مادر) که در 5 بخش و 40 فصل نظم یافته، مجموعهای از مصاحبهها و خاطرههای سیده زهرا حسینیست كه به کوشش اعظم حسینی تدوين شده است.
داستان در عراق آغاز ميشود؛ ولی درپی درگیریهای سیاسی پدر راوي با بعثیها خانواده ناگزیر به مهاجرت به ایران میشود. او با گذار از کودکی فقیرانه ولی سرشار از مهر و روابط عاطفی خانوادگی با چهرهي خشن جنگ در بازهی زمانی گسترده رويارو میشود.
حسینی، با ریزبینیِ زنانه و به یاری زبانی دلنشین؛ البته تلخ و ناتورالیستیاش مخاطب را گام به گام با حوادثی همراه میکند که شاید تاکنون مغفول مانده یا از آن اندک، سخن به میان آمدهباشد. «دا» حماسهی غیرنظامیانی است که ناگهان و به ناگزیر درگیر فاجعه شدهاند؛ داستان مردمانی که نه قدرتهای افسانهای دارند و نه دشمنانشان آنقدر ضعیف و کمهوشاند که به راحتی بتوان بر آنان غلبه کرد.
قهرمان داستان حسینی، مردماند و داستان، داستان توصیف احساسات و دردهای آنان در برخورد با از بین رفتن دلبستگیها، از «گلهای شاهپسند» گرفته تا صبوری سوزناک و مؤثر در نبودن عزیزترینها؛ تا واگویههای دلتنگی در آوارگی، کمپها و شهرها؛ تا تغییر ارزشها و رنگباختن آرمانهاست. «دا» تلاشی است در پاسداشت ارزشها و اندیشهها.
از آن روی که خانم حسینی خود در صف مدافعان خرمشهر بوده و در روند تکوین داستان چهرهای فعال دارد؛ گاه بیپرده، از مسایلی میگوید که زنان بهطور خاص با آن مواجهاند و ریزبینی نویسنده در توصیفهای دقیق و درگیر کردن همهی حواس با موقعیتهای داستانی؛ همچنین مستند بودن داستان به عکسها و ضمایم و زاویه دید درونی آن بر باورپذیری روایت برافزوده است:
«پيرزن گريه ميكرد. صورت تپل و ملوسش سرخ شده بود. پيرمرد ميگفت: "گريه نكن. براي چي گريه ميكني؟ من بعدا دنبالتون مييام. " زن با اين حرفها بدتر ميكرد... دلدارياش دادم كه نگران شوهرش نباشد و با پسرهايش برود. به عربي گفت: "چه جوري بذارمش و برم؟ دست و پاي اين منم. هميشه من كنارش بودم. غذاش رو آماده كردم؛ نون براش پختم؛ ماهي خيلي دوست داره. حالا كي براش ماهي درست كنه؟" (ص 482)
داستان از آن روی که حجمی قابل توجه دارد توانسته در زمان و مکان بسیار گسترده شده، نه تنها میدانهای جنگ جنوب را که فضای عمدهی کتاب است به توصیف آورد که با تمهیداتی میدان جنگ غرب و دیگر شهرهای ایران را نیز توصیف کند و برخورد مردمان دیگر نقاط ایران را نیز با این وضعیت به تصویر میکشد.
دامنهی زمانی داستان نیز از اشغال خرمشهر تا برقراری صلح کامل در مناطق مرزی ایران کشیده میشود. دا، با رویارو کردن شخصیتهای پرشمار داستان افزون بر واکنشهای فردی قهرمانها از مسایل و مشکلات سیاسی آن زمان پرده برمیدارد و به توصیف کارشکنیها و ناراستیهای «منافقین»، بیگانگان و «بنیصدر» و تاثیر آنان بر زندگی ایران در روزهای جنگ میپردازد. لحن داستان به زبان معیار نزدیک و روان است و در هنگام نقل قول مستقیم به گونهای معتدل شکسته میشود. حضور واژگان جنوبی و جملهها و نوحههای عربی در تداعی فضای داستان و مؤثرتر کردن لحظهها خوش میافتد.
کتاب ساختاری خاطراهوار و حجمی قابل توجه دارد و پرداختن بهش جزئیات بسیار دقیق شاید بر میزان باورپذیری داستان و همزادپنداری هرچه بیشتر با راوی منتج شود؛ ولی بر حجم رمان افزوده است و گاه این توصیفها دردناک جلوه کرده؛ مجال تفکر و خیالپردازی مخاطب و مشارکت او در امر نگارش را نیز محدود کرده است.
صديقه پور اکبر: صدرالدین محمد بن ابراهیم بن یحیی قوامی شیرازی معروف به صدرالمتألهین یا ملاصدرا و ملقب به صدرالدین از حکما و فیلسوفان بزرگ ایران است که در سال 979 یا 980 در خانواده ای مرفه در شیراز به دنیا آمده و در سال 1050 در 71 سالگی درگذشت. صاحب نخبه المقال تاریخ وفات وی را این چنین بیان می دارد:
ثم ابن ابراهیم صدرالاجل فی سفر الحج مریض (1050) ارتحل
قدوه اهل العلم و الصفاء یروی عند الداماد و البهایی
فاطمه فرهوديپور:
چکيده
در اين مقاله «تمثيل رؤيا» به مثابه يک «نوع ادبي» مطرح شده است. پنج اثر سيرالعباد الي المعاد، ارداويرافنامه، رسالة آمرزش، كمدي الهي و سيروسلوك زائر از مصاديق اين نوع ادبي هستند که با داستانهاي پريان مورد مقايسه قرار گرفته و شباهتهاي عناصر جادويي در تمثيل رؤيا و داستان پريان برشمرده شده است. سپس با بررسي کارکرد عناصر داستان پريان در تمثيل رؤيا، دلايل روي آوردن آفرينندگان اين آثار به عناصر داستان پريان بررسي شده است.
کليدواژهها: داستان پريان، تمثيل رؤيا، جادو.
حبیبه رمضانی: محمدبن فضل بنعباس بنحفص؛ صوفی مشهوراهل بلخ است. سال ولادت او معلوم نیست و از جزئیات زندگیاش نیز آگاهی دقیقی در دست نیست. تنها آگاهی برآمده از تذکرهها این است که: در بلخ به دنیا آمده و کنیهاش ابوعبدالله است.
|
|