|
شهر "دفتر"
|
||
|
گزارش و مقاله های علمی و دانشنامه ای درباره ی ادبیات |
حسینی، اعظم، دا (خاطرات سیده زهرا حسینی)، انتشارت سوره مهر، تهران 1387، 812 صفحه.
«جنگ» تنها اتفاقی نظامی بر روی نقشههای جغرافی نیست؛ که آنچه بر غیرنظامیان بهویژه زنان و کودکان میگذرد و آنچه پس از جنگ بازمیماند؛ بهمراتب جلوهای خشنتر و تکاندهندهتر از خود جنگ دارد.
«دا» (=مادر) که در 5 بخش و 40 فصل نظم یافته، مجموعهای از مصاحبهها و خاطرههای سیده زهرا حسینیست كه به کوشش اعظم حسینی تدوين شده است.
داستان در عراق آغاز ميشود؛ ولی درپی درگیریهای سیاسی پدر راوي با بعثیها خانواده ناگزیر به مهاجرت به ایران میشود. او با گذار از کودکی فقیرانه ولی سرشار از مهر و روابط عاطفی خانوادگی با چهرهي خشن جنگ در بازهی زمانی گسترده رويارو میشود.
حسینی، با ریزبینیِ زنانه و به یاری زبانی دلنشین؛ البته تلخ و ناتورالیستیاش مخاطب را گام به گام با حوادثی همراه میکند که شاید تاکنون مغفول مانده یا از آن اندک، سخن به میان آمدهباشد. «دا» حماسهی غیرنظامیانی است که ناگهان و به ناگزیر درگیر فاجعه شدهاند؛ داستان مردمانی که نه قدرتهای افسانهای دارند و نه دشمنانشان آنقدر ضعیف و کمهوشاند که به راحتی بتوان بر آنان غلبه کرد.
قهرمان داستان حسینی، مردماند و داستان، داستان توصیف احساسات و دردهای آنان در برخورد با از بین رفتن دلبستگیها، از «گلهای شاهپسند» گرفته تا صبوری سوزناک و مؤثر در نبودن عزیزترینها؛ تا واگویههای دلتنگی در آوارگی، کمپها و شهرها؛ تا تغییر ارزشها و رنگباختن آرمانهاست. «دا» تلاشی است در پاسداشت ارزشها و اندیشهها.
از آن روی که خانم حسینی خود در صف مدافعان خرمشهر بوده و در روند تکوین داستان چهرهای فعال دارد؛ گاه بیپرده، از مسایلی میگوید که زنان بهطور خاص با آن مواجهاند و ریزبینی نویسنده در توصیفهای دقیق و درگیر کردن همهی حواس با موقعیتهای داستانی؛ همچنین مستند بودن داستان به عکسها و ضمایم و زاویه دید درونی آن بر باورپذیری روایت برافزوده است:
«پيرزن گريه ميكرد. صورت تپل و ملوسش سرخ شده بود. پيرمرد ميگفت: "گريه نكن. براي چي گريه ميكني؟ من بعدا دنبالتون مييام. " زن با اين حرفها بدتر ميكرد... دلدارياش دادم كه نگران شوهرش نباشد و با پسرهايش برود. به عربي گفت: "چه جوري بذارمش و برم؟ دست و پاي اين منم. هميشه من كنارش بودم. غذاش رو آماده كردم؛ نون براش پختم؛ ماهي خيلي دوست داره. حالا كي براش ماهي درست كنه؟" (ص 482)
داستان از آن روی که حجمی قابل توجه دارد توانسته در زمان و مکان بسیار گسترده شده، نه تنها میدانهای جنگ جنوب را که فضای عمدهی کتاب است به توصیف آورد که با تمهیداتی میدان جنگ غرب و دیگر شهرهای ایران را نیز توصیف کند و برخورد مردمان دیگر نقاط ایران را نیز با این وضعیت به تصویر میکشد.
دامنهی زمانی داستان نیز از اشغال خرمشهر تا برقراری صلح کامل در مناطق مرزی ایران کشیده میشود. دا، با رویارو کردن شخصیتهای پرشمار داستان افزون بر واکنشهای فردی قهرمانها از مسایل و مشکلات سیاسی آن زمان پرده برمیدارد و به توصیف کارشکنیها و ناراستیهای «منافقین»، بیگانگان و «بنیصدر» و تاثیر آنان بر زندگی ایران در روزهای جنگ میپردازد. لحن داستان به زبان معیار نزدیک و روان است و در هنگام نقل قول مستقیم به گونهای معتدل شکسته میشود. حضور واژگان جنوبی و جملهها و نوحههای عربی در تداعی فضای داستان و مؤثرتر کردن لحظهها خوش میافتد.
کتاب ساختاری خاطراهوار و حجمی قابل توجه دارد و پرداختن بهش جزئیات بسیار دقیق شاید بر میزان باورپذیری داستان و همزادپنداری هرچه بیشتر با راوی منتج شود؛ ولی بر حجم رمان افزوده است و گاه این توصیفها دردناک جلوه کرده؛ مجال تفکر و خیالپردازی مخاطب و مشارکت او در امر نگارش را نیز محدود کرده است.
|
|